folder98


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

صفحه اول
پروفايل من
قالب وبلاگ



یکشنبه 22 بهمن 1396 | 18:50 | ارسال نظر(0)

حقیقت


ادامه

شنبه 30 دی 1396 | 17:05 | ارسال نظر(0)


ادامه

سه‌شنبه 19 دی 1396 | 23:21 | ارسال نظر(0)


ادامه

سه‌شنبه 19 دی 1396 | 22:08 | ارسال نظر(0)


ادامه

جمعه 15 دی 1396 | 20:51 | ارسال نظر(0)

ازت متشکرم دیوونه‌ی من

از اینکه چشم به این دنیا گشودی
از اینکه پا تو زندگی‌م گذاشتی
از اینکه پا به پام همیشه بودی


ازت ممنونم ای تنهای عاشق
که یادم دادی دستات‌و بگیرم
اجازه دادی با تو هم‌نشین شم
تو جون دادی به این احساس پیرم

ازت متشکرم دیوونه‌ی من
ازت متشکرم دیوونه‌ی من

کسی جز تو، تو قلبم جا نمیشه
تو پای عشق‌و به قلبم کشیدی
تونستی با بد و خوبم بسازی
تو طعم سختی‌و با من چشیدی

تو یادم دادی با چشمام بخندم
به اون روزای تلخم برنگردم
از این ناراحتم کم با تو بودم
باید زودتر تو رو پیدا می‌کردم

از این ناراحتم کم با تو بودم
شبای بی‌تو من بی‌خواب می‌شم
کسی هم‌اسم تو، هرجا که باشه
مث پروانه‌ها بی‌تاب می‌شم

ازت متشکرم دیوونه‌ی من
ازت متشکرم دیوونه‌ی من


ادامه

پنج‌شنبه 14 دی 1396 | 12:15 | ارسال نظر(0)


هر لحظه باتو بودن، یک شعر ناتمامه
خاموشی تو دریا، دریایی از کلامه

دیدار تو غزل‌ساز، دست تو زخمه‌ی ساز
چشم تو شهر آواز، دریچه‌ای به پرواز

راز و نیاز عاشق، محتاج گفتگو نیست
وقت نماز عاشق، قبله که روبرو نیست

وقتی که پاسخ عشق، درگیر پیچ و تابه
بی‌آنکه من بپرسم دیدار تو جوابه

با دست هر نوازش صد حرف تازه داری
تصویر روشن عشق در قاب روزگاری

با تو بهانه‌ای هست، آبی و دانه‌ای هست
از هر کجای بن‌بست راهی به خانه‌ای هست

راز و نیاز عاشق، محتاج گفتگو نیست
وقت نماز عاشق، قبله که روبرو نیست

ما بی‌نیاز گفتن، بی‌گفتن و شنیدن
در حال گفت و گوییم در لحظه‌های دیدن

تو با دل صبورت در ماندن و عبورت
با من به گفت و گویی در غیبت حضورت

اردلان سرفراز



پنج‌شنبه 14 دی 1396 | 12:10 | ارسال نظر(0)


ادامه

دوشنبه 11 دی 1396 | 20:45 | ارسال نظر(0)

ویراش دوم

عقل بیهوده سر طرح معما دارد

بازی عشق مگر شاید و اما دارد...


تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است

چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد...


عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت

چه سخن ها که خدا با من تنها دارد


شاعر: فاضل نظری


ادامه

دوشنبه 11 دی 1396 | 16:06 | ارسال نظر(0)

نظر درباره قالب و اهنگ وبلاگ

کامنت بزار میخونم



یکشنبه 10 دی 1396 | 21:32 | ارسال نظر(0)

زندگی من زیباست و این فقط به خاطر وجود توست.
عشق زیبای من
تو برای زندگی من مثل نوری در تاریکی هستی.
تو معنای عشق را به من نشان دادی؛ اما نه با کلمات، بلکه با رفتارت.
چشمان تو عشقی را که به من داری به من نشان می دهد.
دوستت دارم

عزیزم برات یه داستان عشق که خوندم رو داخل ادامه مطلب گذاشتم برو بخون


ادامه