folder98


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

صفحه اول
پروفايل من
قالب وبلاگ



سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1396 | 00:11 | ارسال نظر(0)

در طول تاریخ زنان با ایمان ، شجاع و ضد ظلم بسیار بوده اند ، که زندگی آنها سراسر ایثار و شهادت و از خودگذشتگی در راه خدای سبحان بوده است . اینک به تعدادی از آنها اشاره می‌شود :

1) همسر جزبیل نجار :

 

این زن در زمان حضرت موسی (ع) به او ایمان آورد . از قضای روزگار او به حرمسرای فرعون - بعنوان آرایشگر دختر فرعون - رفت و آمد می کرد . روزی هنگام آرایش کردن موی دختر فرعون ، شانه از دستش افتاد . از آنجا که زبانش به ذکر خدای بزرگ عادت کرده بود ، ناگهان گفت : بنام خدا .

دختر فرعون از او پرسید : منظورت از خدا ، پدرم فرعون است ؟

او گفت : خیر ، بلکه من کسی را ستایش می کنم که پدر تو را آفریده ، و او را از بین خواهد برد .

دختر فرعون سریع جریان را به پدرش اطلاع داد و فرعون او را احضار کرد و به زن گفت : مگر به خدایی من اعتراف نداری ؟ گفت : هرگز خدای حقیقی را رها نمی کنم ، تا تو را بپرستم .


در طول تاریخ زنان با ایمان ، شجاع و ضد ظلم بسیار بوده اند ، که زندگی آنها سراسر ایثار و شهادت و از خودگذشتگی در راه خدای سبحان بوده است . اینک به تعدادی از آنها اشاره می‌شود :

1) همسر جزبیل نجار :

 

این زن در زمان حضرت موسی (ع) به او ایمان آورد . از قضای روزگار او به حرمسرای فرعون - بعنوان آرایشگر دختر فرعون - رفت و آمد می کرد . روزی هنگام آرایش کردن موی دختر فرعون ، شانه از دستش افتاد . از آنجا که زبانش به ذکر خدای بزرگ عادت کرده بود ، ناگهان گفت : بنام خدا .

دختر فرعون از او پرسید : منظورت از خدا ، پدرم فرعون است ؟

او گفت : خیر ، بلکه من کسی را ستایش می کنم که پدر تو را آفریده ، و او را از بین خواهد برد .

دختر فرعون سریع جریان را به پدرش اطلاع داد و فرعون او را احضار کرد و به زن گفت : مگر به خدایی من اعتراف نداری ؟ گفت : هرگز خدای حقیقی را رها نمی کنم ، تا تو را بپرستم .

فرعون از این سخن بقدری عصبانی شد که فوراً دستور داد تنور مِسی را پر از آتش کردند و آن تنور سرخ شد و به جلادان گفت همه ی بچه های این زن را به تنور بیندازید ؛ تمام بچه هایش را در مقابل چشمهایش سوزاندند . تنها یک بچه ی کوچک در آغوش زن مانده بود . طبیعی است که مادر و یا هر انسانی به بچه ی شیر خوارش بیش تر علاقه دارد . بچه ی کوچک را به زور از مادر گرفتند و جلاد گفت : اگر از آیین موسی بیزاری بجویی ، بچه ی تو را در آتش نمی افکنم . بچه ی شیر خوار قلبش را به تلاطم آورد و خواست در ظاهر سخنی بگوید . در این وقت بقدرت خدا ، بچه بزبان آمده ، بمادرش گفت : صبر کن ؛ تو بر حق هستی .

مادر صبر کرد ؛ آن بچه را نیز در آتش افکندند و سوزاندند . سپس خودش را به آتش افکندند . این زن مؤمنه و شجاع ، تا زنده بود ، تسلیم زور نشد و در برابر این همه مصائب تلخ ایستادگی کرد .

پیامبر اکرم ص می فرماین : در شب معراج در فضا ، در محلی بوی بسیار خوشی به مشامم رسید . از جبرئیل (ع) پرسیدم : این بوی خوش بی نظیر چیست ؟ جبرئیل پاسخ گفت : این بوی خوش از خاکستر جسد سوخته ی همسر جزبیل و فرزندان اوست که در زمین محاذی این فضا ریخته اند و این بوی خوش تا روز قیامت از این زمین استشمام می شود .

2 ) مادر ابراهیم خلیل الله (ع) :

 

شبیه جریان حضرت موسی ، برای مادر حضرت ابراهیم بنام « یونا - نونا » رخ داد . نمرود بوسیله ی کاهنان اطلاع پیدا کرد که کودکی متولد می شود و او را هلاک می کند و به نقل بعضی ، از هفتاد و هفت تا صد هزار کودک را کشت . مادر فداکار ابراهیم ع در این بحران سخت ، با مقاومت بی نظیری ، خود را دور از جاسوسان نمرود نگه داشت و هنگام زایمان به بهانه ی قاعدگی - که در آن زمان رسم بود زنان قاعده از شهر بیرون می رفتند - از شهر خارج شد ، کنار کوهی در بیابان غاری را پیدا کرد ، به درون غار رفت و در همان جا ابراهیم (ع) از او متولد شد .

این مادر خستگی ناپذیر تا 13 سال دور از چشم جاسوسان ، گاهی در نیمه های شب و گاهی صبح زود ، خود را به غار می رساند و با فرزندش دیدار می کرد . امدادهای غیبی به کمک او می شتافت و خدا او را یاری می کرد . سر انجام پس از 13 سال ، ابراهیم (ع) با ترتیب خاصی وارد شهر شد و کم کم مبارزه با بت پرستان را شروع کرد و روز به روز بر اوج مبارزه اش می افزود .

3 ) همسر حضرت ایوب (ع) :

 

رُحمه ، همسر حضرت ایّوب (ع )، که از دختران حضرت شعیب بود ، با سخت ترین حوادث روزگار روبرو شد . فرزندانش زیر ساختمان ماندند و کشته شدند ، باغهایش سوخت ، همه ی اموال و دامهایش نابود شد و سر انجام بیماری سخت و طولانی ، حضرت ایّوب را فرا گرفت . از همه سخت تر ، بجای اینکه مردم او را عیادت و نوازش کنند ، سرزنش می کردند و می گفتند : لابد گناهکار بوده ای که خداوند تو را به این وضع گرفتار کرده است . از حضرت ایّوب دوری می کردند و او به ناچار از شهر خارج شد و در بیابان به زندگی رنج آور ادامه داد . بعداً خداوند دوباره فرزندان صالحی از همین زن به ایّوب داد.

داستان همسر حضرت ایّوب ، بما یاد می دهد که : اولاً ، اولاد پیغمبر خدا هم با حوادث بسیار سخت آزمایش می شود ؛ ثانیاً ، انسان مؤمن سعی می کند از این آزمایش الهی سر فراز بیرون بیاید ؛ ثالثاً ، همسر خوب ، کسی است که در مشکلات و حوادث تلخ روزگار ، همسر خود را تنها نگذارد ؛ اگر چه وظیفه ی مرد هم این است که حتی المقدور دنبال کسب و کار حلال برود و وسایل زندگی و رفاه خانواده ی خود را فراهم کند .

زنان مؤمنه ی فراوانی قبل از اسلام بودند ، که تاریخ بوجود چنین بانوانی - مثل دختران شعیب ، مادر و خواهر حضرت موسی (ع) ، حضرت مریم ، آسیه ، هاجر ( مادر حضرت اسماعیل ع ) ، آمنه ( مادر پیامبر اکرم ص ) و نیز حلیمه ی سعدیه ( دایه ی پیامبر ص ) و ... افتخار می کند .

زنان نمونه ی صدر اسلام :

 

حضرت خدیجه (س) که همه ی اموالش را در راه اسلام و آزادی انسانها می بخشد .

حضرت زینب (س) که بعد از امام حسین (ع) آن قیام عظیم را دارد ؛ کشتی طوفان زده ی کربلا را به ساحل پیروزی می رساند ، با صبر عظیمش آن نقش سازنده و ارزنده را ایفا می کند و با قدرت و شجاعت ، خطبه های جامع و جالبی ایراد می کند که سدّ استبداد را می شکند .

شخصیت گسترده ی زهرای مرضیه ع همه جا آشکار است ، مانند نقش فاطمه (س) در خلافت عادلانه و بحقّ حضرت علی (ع) ، زیرا او بود که با علم و حکمت و بینش سیاسی ، طی خطبه ی مفصل و قَرّائی در مسجد مدینه ، مسأله ی زمامداری و نقش حکومت و خلافت عدل اسلامی را ترسیم نمود .

نقش فاطمه (س) در جنگهای صفین ، نهروان و جمل در چهره ی امام حسن مجتبی (ع)و امام علی (ع) نمایان است ، در کربلا نقش قهرمانه ی فاطمه ی اطهر در چهره ی حضرت حسین (ع) آشکار است .

در کربلا و کوفه و تا شام و مدینه ، نقش حکیمانه ی حضرت زهرا (س) در چهره ی خانم زینب متجلّی است و نقش حضرتش حتی در حرکت پیامبر (ص) پیداست . او اُمّ اَبیها است . مادر پدرش ؛ نه مادری که او را زاییده ، بلکه ریشه ی خاندان رسالت و محور اصلی است .

در روایت حدیث کساء سئوال می شود کیانند این پنج تن ؟ ندا می رسد فاطمه است و پدر فاطمه ، فاطمه است و شوهر فاطمه ، فاطمه است و دو فرزند فاطمه .

« فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ هُم اَهلُ بَیتِ النُّبُوَّة وَ مَعدِن الرِّسالَة هُم فاطِمَة وَ اَبوُها وَ بَعلُها وَ بَنُوها » یعنی ، پس خداوند عزّ و جلّ فرمود : آنها هستند اهل بی پیغمبر و مرکز رسالت ؛ ایشانند فاطمه و پدر او و شوهر او و فرزندان او .

همچنین زنان شجاع و رشیدی در زمان حضرت رسول (ص) بودند که با حفظ حجاب اسلامی ، همچون مرد در جبهه های جنگ با دشمن پیکار و ستیز می کردند . نمونه هایی از این زنان عبارتند از :

 

1) « صفیه » دختر عبدالمطلب ؛ او در جنگ اُحد با دشمنان پیکار و ستیز می کرد .

2) « ام ورقه » دختر عبدالله بن حارث انصاری ؛ وی از زنان با فضیلتی بود که پیامبر (ص) به دیدن او می رفتند و او را شهیده می نامیدند . در جنگ بدر ، خدمت پیامبر( ص) عرض کرد : اجازه دهید برای مداوای مجروحان ، در جنگ شرکت کنم . شاید خدا شهادت را نصیب من گرداند ! پیامبر (ص) فرمودند : خدا شهادت را نصیب تو می کند ؛ در خانه بمان ، تو شهیده ای ! او قران را جمع آوری کرد .

پیامبر( ص) فرمودند : برای اهل خانه ات ، در نماز امامت کن ! او را مؤذنی بود و امامت خانواده را می کرد تا هنگامی که شهید شد .

3) « ام رمیثه » دختر عمر بن هشام بن عبدالمطلب ؛ مجاهدی بزرگوار و بانویی خردمند بود که اسلام اختیار کرد و با پیامبر (ص) بیعت نمود و در فتح خیبر ، در محضر رسول الله (ص) حضور داشت .

4) « ام حکیم » مخزومیه ؛ مجاهدی گرانقدر بود که در واقعه ی « یرموک » حضور داشت و سرسختانه جنگید . در واقعه ی « مرجع الصغر » نیز عمود خیمه را گرفت و هفت تن از رومیان را به قتل رسانید .

5) « برکه » دختر ثعلبه ( ام ایمن ) ؛ از اولین زنانی بود که هجرت نمود . دو هجرت داشت ؛ هجرت به حبشه و هجرت به مدینه . این بانوی بزرگوار ، در جنگهای حنین ، احد و خیبر حضور داشت و سپاهیان اسلام را آب می داد .

6) « حمنه » بنت حجش ؛ از زنان مهاجری بود که همراه پیامبر ص جهاد کرد و در احد شرکت داشت و تشنگان را آب می داد .

7) « ام حبیب » از زنان مجاهد عصر پیامبر (ص) بود که مصاحبت آن حضرت را درک کرد و در واقعه ی « یرموک » حضور داشت و مردان را به نبرد تشویق می کرد . هنگامی که رومیان حمله آوردند و عمرو بن عاص و یارانش را متفرق ساخته ، پیشروی می کردند ، جمعی از زنان با در دست داشتن عمودهای آهنین ، از بلندی ها پایین آمدند و بر مردان دشمن حمله بردند .

8) « سُمیه » اولین زن شهید ؛ سمیه همسر یاسر بود . او و همسرش یاسر به جرم اسلام آوردن ، آنقدر تازیانه خوردند تا شهید شدند . به سمیه گفتند : اگر به پیامبر ص کافر نشوی ، دو پای تو را به دو شتر می بندیم که هر شتری به یک طرف برود و آنقدر بروند تا دو شقه شوی . سمیه از تهدید آنها نهراسید ، تا اینکه سر انجام ناجوانمردان با بستن پاهای او به شتر ، او را دو شقه کردند و او و همسرش را به شهادت رساندند .

عمار هم که پسر این زن با ایمان بود ، تا آخر عمر در راه اسلام تلاش کرد ، و سر انجام جزء سپاهیان حضرت علی (ع) در جنگ صفین بود که به شهادت رسید .

البته زنانی دیگر مانند : لبینه ، زنبره ، نهدیه ، غزیه و ... در صدر اسلام به سبب ایمان آوردن به رسول خدا (ص) زیر شکنجه های سخت شهید شدند .

9) « فاطمه بنت اسد » مادر حضرت علی (ع) ؛ همین مقام برای فاطمه کافی است که در کعبه و در آن مکان ملکوتی ، فرزندی همچون امیرالمؤمنین ، حضرت علی (ع ) را بدنیا آورد .

پیامبر (ص) هر وقت خسته می شدند ، قبل از ظهر برای استراحت به منزل فاطمه بنت اسد می رفتند . وقتی فاطمه از دنیا رفت . پیامبر (ص) با چشم گریان نزد جسدش آمدند و گفتند : خدا او را بیامرزد ؛ او تنها مادر علی (ع) نبود ، مادر من نیز بود . سپس عمامه و پیراهن خود را دادند تا ببرند و برای او کفن درست کنند . در نمازش چهل تکبیر گفته ، سپس وارد قبر شدند و در قبر خوابیدند و به علی (ع) و سپس حسن (ع) فرمودند : شما نیز وارد قبر شوید و بخوابید و بیرون آیید .

عمار سئوال کرد : بر هیچ کس همچون فاطمه رفتار نکردید ؟

رسول خدا (ص) فرمودند : سزاوار بود چنین کنم . او فرزند خود را سیر نمی کرد ، مرا سیر می کرد ؛ کودکانش را برهنه داشت و مرا می پوشاند .

عمار پرسید : چرا در نمازش چهل تکبیر فرمودید ؟

فرمودند : چهل صف از فرشتگان در نماز فاطمه شرکت کرده بودند و برای هر صفی یک تکبیر گفتم .

سپس فرمودند : علت اینکه عمامه و لباس خود را کفن کردم برای او ، این بود که روزی در باره ی برهنه بودن مردم در روز قیامت صحبت کردم . فاطمه فریاد کشید و از برهنگی و رسوایی روز قیامت نگران شد . با لباس خود او را کفن کردم ، تا روز قیامت پوشیده شود و کفنش نپوسد و چون او از سئوال قبر می ترسید ، در قبرش خوابیدم ؛ خداوند هم دریچه ای از بهشت به قبر او گشود و قبر ا باغی از باغهای بهشت شد .

10) « خنساءِ » مادر چهار شهید ؛ او یک مُبَلِّغ ورزیده برای اسلام بود ؛ به گونه ای که تمام قبیله ی خود را به اسلام گرواند و با شعر و شعار و سخنرانی ها ، مردم را بسوی اسلام فرا خواند .

در جنگ قادسیه ، چهار فرزندش شهید شدند . در شهادت فرزندانش گفت : سپاس خداوندی را که مرا به شهادت آنها افتخار بخشید ؛ امید آن دارم که خداوند مرا نیز با آنها زیر رحمت و رضوان الهی محشور گرداند .

11) « اُم البنین » مادر چهار شهید ؛ ام البنین از همسران بسیار با کمال حضرت علی (ع) است ، که چهار فرزندش بنام حضرت عباس (ع) ، عبدالله ، جعفر و عثمان ، در حادثه ی کربلا همراه برادرشان حسین (ع) شهید شدند .

12) « لیلی غفاریه » او بانویی مجاهد و مبارز بود . در جنگها ، پیامبر(ص) را همراهی می کرد و در کار جنگ کمک می داد . هنگامی که علی (ع) برای سرکوبی فتنه ی دشمن ( اصحاب جمل ) عازم بصره شدند ، او با ایشان همراه بود .

13) « اروی » دختر حارث بن عبدالمطلب ؛ وی از زنان اهل ادب و فضیلت و دارای بلاغت در سخن و صراحت در گفتار و مجاهدت در راه اسلام بود .

14) « زینب بنت خزیمه » همسر عبیدة بم حارث بن عبدالمطلب ؛ این بانوی مسلمان و مجاهد در جنگ بدر حضور داشت . شوهرش گرم کارزار بود و او به مداوای مجروحان می پرداخت . شوهرش شهید شد ، اما وی همچنان کار مداوای مجروحان را ادامه داد ... و در سن شصت سالگی به همسری پیامبر( ص) در آمد .

امام باقر (ع ) فرمودند : در جنگ احد ، شصت جای بدن حضرت علی (ع) مجروح شد که رسول خدا ص دو زن بنامهای « ام سلمه » و « ام عطیه » را مأمور مداوا و پانسمان زخمهای بدن حضرت علی (ع) کردند . آنقدر سطح زخمها زیاد بود که نتوانستند و جریان را به پیامبر( ص ) گزارش دادند .

امام صادق (ع) فرمودند : همراه حضرت مهدی (عجّ) سیزده زن هستند . عرض کردم : برای چه ؟ فرمودند : این زنان مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران پرستاری می نمایند ؛ چنان که در عصر رسول خدا( ص) چنین می کردند .

امام باقر (ع) می فرمایند :

« وَ یجی ءَ وَالله مائه وَ بِضعَة عَشَرَ جَلا فیهِنَّ خَمسُونَ اِمرَأة ... » یعنی ، سوگند بخدا همراهان مهدی (عجّ) سیصد و سیزده نفر هستند که در میان آنان پنجاه زن هست .

اینها نمونه هایی است از تلاش و جهاد و حضور زن مسلمان ، در صحنه های اجتماع ، جنگ و مبارزات سیاسی و نظامی ؛ و نموداری از فرهنگ و سازندگی و حماسه آفرینی زنان قهرمان صدراسلام . بی شک ، مواردی از این قبیل در تاریخ اسلام بسیار است .

البته غفلت نورزیم که حضور در صحنه های اجتماع - نظیر موارد فوق - دومین وظیفه ی زنان مسلمان است ؛ و هرگاه نیاز و ضرورت پیش آید ، زنان به مشارکت و حضور در جامعه فراخوانده می شوند . این در حالی است که مسئولیت اولیه ی زن ، مسئولیتهای خانوادگی و تدبیر و تأمین منزل و تربیت فرزند و خلاصه آن چیزی است که به درون منزل و نه بیرون تعلق دارد . از این رو ، فعالیتهای اجتماعی ، نباید لطمه ای به وظایف اولیه ی زن وارد سازد و اختلال در امور داخل زندگی را موجب شود ، زیرا طبیعی است که جامعه ، در مرحله ی دوم است و خانواده ، در مرحله ی اول . واضح است اگر سنگهای زیرین جامعه که خانواده است ، متلاشی گردد ، جامعه رو به ویرانی و اضمحلال خواهد نهاد .

دختران حضرت فاطمه (س) که تربیت شدگان مکتب اسلام هستند ، علاوه بر مسئولیت شوهرداری و تربیت فرزند و رسیدگی به امور خانه ، در کنار برادران خود در اجتماع و سیاست و جنگ و ابلاغ این رسالت ها ، نقش مهم و مسئولانه ی خود را ایفا کردند . نمونه ی آن ، واقعه ی کربلا است و شهادت امام حسین (ع) و یارانش و اسارت و دفاعیات و خطابه های آتشین خواهران ، دختران و همراهانشان ، در دو صحنه ی انقلاب و شهادت . عملکرد بعد از شهادت ایشان شاهد مدعا است .

آرزو داریم تا بانوان مسلمان ، با مطالعه زندگی این زنان ، آنها را الگوی خود سازند .